عجیب نیست
عجیب نیست که نمی بینی
اینگونه بی صدا که نیست شده ام
این آشنا
که تن های ماست
تن من با تن تو
آمیخته ی شهوتی بی پایان و آلوده ی عشقی آسمانی!
این تن سایش و لغزیدن و سریدن
تنها تنیدن دو تن نیست
این دو آشنای همند
اجزای همند
دیگر من و تو نیستند
نه!
عجیب نیست که نمی بینی
من،دیریست همراه همان آرزو ها که از در راندی
رفته ام
و با حسرت
تنم را که در آغوش تو خفته
از دور ، نگاه می کنم.
اینگونه بی صدا که نیست شده ام
این آشنا
که تن های ماست
تن من با تن تو
آمیخته ی شهوتی بی پایان و آلوده ی عشقی آسمانی!
این تن سایش و لغزیدن و سریدن
تنها تنیدن دو تن نیست
این دو آشنای همند
اجزای همند
دیگر من و تو نیستند
نه!
عجیب نیست که نمی بینی
من،دیریست همراه همان آرزو ها که از در راندی
رفته ام
و با حسرت
تنم را که در آغوش تو خفته
از دور ، نگاه می کنم.
7/2/88
