توبه
توبه می کنم
باشد
توبه می کنم
من
از چشمهای تو، توبه می کنم
با تمام قدرت نا چیزم
دستهایت را فراموش خواهم کرد
و صدایت را
-این تکرار مدام ِ بی آسایش
که حتی دیوار ها هم از برند-
حرام خواهم خواند
به همین تهی
که در آغوش می کشم
از خواب آغوش تو
توبه می کنم
باشد
که تو را
رنج
بنامم
چنان که زیستن را
بها
رنج ِ همواره است
گرچه
خدا
دیریست
از پس توبه های من
بر نمی آید!
باشد
توبه می کنم
من
از چشمهای تو، توبه می کنم
با تمام قدرت نا چیزم
دستهایت را فراموش خواهم کرد
و صدایت را
-این تکرار مدام ِ بی آسایش
که حتی دیوار ها هم از برند-
حرام خواهم خواند
به همین تهی
که در آغوش می کشم
از خواب آغوش تو
توبه می کنم
باشد
که تو را
رنج
بنامم
چنان که زیستن را
بها
رنج ِ همواره است
گرچه
خدا
دیریست
از پس توبه های من
بر نمی آید!

<< صفحهٔ اصلی