ماه
کاش ماه کامل نبود
در شب چهاردهم
به وقت قمری، به وقت شمسی، به وقت میلادی
تا بلبلکانِ بی آشیان
سراسیمه در قلب من پرپر نمی زدند
به تک ستاره ی دنبال ماه نگاه می کردم
در هذیان ِ خمار شراب
و صدای تو
که دور تر ها
همین آواز قدیمی را می خواندی:"من یوسف راهِ تو ام ،افتاده به چاه تو ام،ارزان مفروشم"
آه!
کاش ماه کامل نبود
کاش ماه هیچگاه چنین گردو درخشان
دستهای نقره ایش را
چنگال جان من نمی کرد
منی
که به سیگاری و اشکی
دلخوش
دلتنگ
دل مرده...
جایی میان زمین و هوا
نشسته بودم.
در شب چهاردهم
به وقت قمری، به وقت شمسی، به وقت میلادی
تا بلبلکانِ بی آشیان
سراسیمه در قلب من پرپر نمی زدند
به تک ستاره ی دنبال ماه نگاه می کردم
در هذیان ِ خمار شراب
و صدای تو
که دور تر ها
همین آواز قدیمی را می خواندی:"من یوسف راهِ تو ام ،افتاده به چاه تو ام،ارزان مفروشم"
آه!
کاش ماه کامل نبود
کاش ماه هیچگاه چنین گردو درخشان
دستهای نقره ایش را
چنگال جان من نمی کرد
منی
که به سیگاری و اشکی
دلخوش
دلتنگ
دل مرده...
جایی میان زمین و هوا
نشسته بودم.
پانزده مرداد هشتادوهشت

<< صفحهٔ اصلی