جمعه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۷

دروغ

اگر
دوستت نداشتم
می گفتم
که طاقتم طاق شده از این راه ِ دور که رفته ای
و انگار
تمامی ِ اتصالهایم به این جهان و آن جهان
چنان پاره شده
که ترمیمش نا ممکن است
اما:

"همه چیز خوب است
مثل قبل
تو چطوری؟"




بیست و پنج مرداد هشتادو هفت

پری

شاید
اگر
مثل بختک
با دست و پا و چنگ و دندان
نگرفته بودمت
کسی
مثل پری آسمانی
به نگاهی
از من نمی بردت
حالا
برای باز آوردنت از آن بهشت
به این جهنم
فرشته می شوم
فرشته ی عذاب!


بیست و پنج مرداد هشتادو هفت

محاسبه

مثل جبرو هندسه
عشقت را
تقسیم می کنی
و تا لوگاریتم این
با
جمع آن ضربدرa به توان ِ دو
مساوی نشود
مساَله را حی نمی کنی
نه آقا جان!
عشق ِ من چیزی شبیه ِ تنگی ِ دریچه ی دهلیز چپ است
و منجر به فشار خون و پارگی رگها می شود
با قرنیه نسبت دارد
و نرون های مغز را
به ساختن تصویری در خوابهای مشوش وا می دارد
که دلیل ِ تحریک ِمحفظه های عروقیست
و شاید
واکنش تماس ِ سلولهای مرده ی لب باشد
با آنچه تو بر تن خود پوست می نامی
اگر این پمپاژ ناقص و بی قراری ِ گلبولهای قرمز
نفسم را نگرفته بود
به تو می گفتم
که تمام ِ من ضربدرa به توان ِ دو
با هیچ یک از لوگاریتم های تو
برابر نمی شود


بیست و پنج مرداد هشتادو هفت

چرک نویس


انگار
چرک نویس ِ خط خطی ِخدایی تازه کار باشم
افتاده کنج اتاقی تاریک
اینبار هم با هیجان شروع کرد و
تند تند نوشت
اما
من
باز هم
خطی دیگر خوردم


بیست و پنج مرداد هشتادو هفت