شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۳

بستر

بستر خالی و سرد
نخوابیده تا سحر
خمیده و خشکیده پشتش ،دردناک از وزن هجوم تو
نگاهش خیره
بر گوشه ی دیوار
-که پیراهن مچاله شده ات دیگر آن را پر نکرده است-
در اندیشه
ملتهب
نگران
"که" اینبار دیگر بر نخواهی گشت
می خوابد



هجده/خرداد/هشتادودو