خاکستر
من دود می کنم
من با لبان ملتهب و قاچ خورده ام
سیگار خشک و تند و بلند و سیاه را
...در پیش چشم تو
تو دود می کنی
با چشمهای خود
در روبروی من
...سیگار سرخ جان مرا با لبان سرد
من دود میکنم
آرام و بی صدا
...پک می زنم به زندگی آتشین خود
تو دود می کنی
با شهوتی حریص
خاکستر سیاه به جا مانده از مرا
من دود می شوم
...من دود می شوم
هشت/ف/هشتادودو

<< صفحهٔ اصلی