چهارشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۳

هوس

تو چنانی
که گویی
سپیده ی خمار سحر
جام می گیرد از لبهات
مست می شود
از سکر خواب چشمهات
...تو
چنانی که ماه
خواب مهتاب
در بالین سپید تو می بیند
نمی خوابد
پلک
نمی بندد تا
بخوابی تو
...تو
چنانی
که آرام می گیرد باد
هوس می بازد
با سایش دزدانه ی تن بر تو
تو چنانی که من حسادت می کند
به من
بر بودن کنار تو
...تو


بیست و پنج آبان هشتادودو