دفتر شعر
. .
یکشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۳
جغد سفید
جغدسفید
با چشمان بیدارش
کنار پنجره نشسته
قصه برایم نیم شب
از
پیرزنی می گو ید
که بر تن نا آرام تو
در جایگاه بوسه های گرم
ناخن تیز می خراشد
و خوابم را
به اشک
می رباید
بیست و هفت/دی/هشتادوسه
ارسال توسط آسیه در
۱۱:۲۳ ب.ظ.
<< صفحهٔ اصلی
درباره من
نام:
آسیه
مشاهده نمایه کامل من
پستهای قبل
دخترک
انتظار
زاد روز
ریسمان
هوس
پوچ
خطوط سیاه
بوسه
سفال
زنی دیگر
اشتراک در
پستها [
Atom
]
<< صفحهٔ اصلی