یکشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۳

شیر یا خط

می رباید
برق درخشان سکه ی چرخان در هوا را
کلاغ سیاهی که می گذرد
گفته بودم[زیر لب] سکه در مشت محکم فرو بسته
اگر شیر آمد می مانی
....اگر شیر آمد
باشد! باشد ! فردا بذر سکه در هوا خواهم پاشید
...........
کلاغان شتابان رسیدند
و در پس توده ی لرزان سیاه
یک سکه بر زمین لغزید
چرخیدو چرخیدو ایستاد
......
نگاهش کردم
پشت بر تابش سکه گذشتم
باشد برای آخرین کلاغ سیاه که از دیگران جا مانده است
1382/2/21